الشيخ الأنصاري
257
صراط النجاة ( فارسي )
مسأله 1003 - هر گاه زيد زنى داشت كبيره و عمرو زنى داشت صغيره هر دو طلاق دادند و زن يكديگر را گرفتند و زن كبيره شير داد صغيره را ، كبيره بر هر دو حرامست [ 1 ] و صغيره بر كسى كه دخول كرده باشد به كبيره ، حرام است . مسأله 1004 - هر گاه زن كبيرهء مدخولهء شخص ، شير داد زن صغيره او را ، هر دو حرام مىشوند اما زن ديگر اين مرد كه غير مدخوله است اگر شير دهد اين طفل را ، احتياط [ 2 ] دارد ، بلكه حرمت بعيد نيست . مسأله 1005 - هر گاه شخص دو زن صغيره و يك كبيره دارد ، زن كبيره هر دو صغيره را شير دهد ، [ 3 ] هر سه حرام مىشوند اگر مدخوله باشد و اگر مدخوله نباشد همين [ 4 ] كبيره حرام است بر او . مسأله 1006 - هر گاه زن مدخوله خود را شخص طلاق داد ، به هر حال كه اين زن ، زن صغيره او را شير دهد هر دو بر او حرام مىشوند اگر چه آن زن ، زن غير شده باشد و اگر غير مدخوله باشد همين خودش حرام [ 5 ] مىشود . مسأله 1007 - بدان كه بعضى از علماء جدّه طفل شير خوار را به منزله مادر زن پدر رضاعى طفل مىدانند و خلاف مشهور است ، احوط ترك نگاه محرمانه و نكاح است . مسأله 1008 - بعضى مادر برادر و مادر خواهر را به منزله مادر مىدانند اما خلاف مشهور است ، لكن رعايت احتياط طريق نجات است ، اما مادر زن رضاعى بر شخص حرام است ، مثل نسبى .
--> [ 1 ] - ( نجفى ) على الاحوط بالنسبة به شوهر حالى كبيره . [ 2 ] ( يزدى ) اگر شير از خود دختر باشد معين است حرمت هر دو و اگر از غير باشد معين است حرمت آن زن و عدم حرمت طفل ، بلى هر دو عقد باطل است . ( خراسانى ) بلكه كبيره حرام است و صغيره باطل مىشود عقدش و محتاج به تجديد است . [ 3 ] ( نجفى ) على الاحوط در رضيعهء ثانيه . [ 4 ] ( يزدى ) اگر شير از غير خود شوهر باشد و الَّا هر سه حرام مىشوند . [ 5 ] ( يزدى ) به شرط آن كه شير از شوهر دويّم باشد .